خانه / دسته‌بندی نشده / خاطرات سفر یکروزه به نخجوان ۰ آقای فرهنگ

خاطرات سفر یکروزه به نخجوان ۰ آقای فرهنگ

باسلام خدمت مدیریت محترم کانال و دوستان محترم

نام بنده فرهنگ است و می خواهم تجربیاتم را از سفر به نخجوان برایتان بازگو کنم پنجشنبه ۳ تیرماه ۹۵ بهمراه همسرم و دو دختر ۴ و ۹ ساله خودم و والدین همسرم در حالیکه همه مردم تهران داشتند طبق عادت همه ساله برای گذران تعطیلات  به سمت شمال کشور می رفتند  از تهران به قصد گشت و گذار در آذربایجان ایران و مخصوصا رفتن به ماکو و جلفا خارج شدیم و با توجه به تجربه ای که از سفر مریوان داشتم و ایندفعه محض احتیاط پاسپورتهایمان را هم همراه آوردیم عصر از تهران حرکت کرده و شب را در زنجان در منزل یکی از اقوام گذرانده و صبح ساعت ۱۱ از زنجان به سمت جلفا حرکت کردیم که پس از استراحت و صرف نهار در تبریز حدود ساعت ۵ عصر به جلفا رسیدیم .

مستقیم به هتل ایرانگردی و جهانگردی رفتیم در جلفا که بودیم همه به ما می گفتند که تا اینجا که آمده اید یک سری هم به نخجوان بزنید از اینرو تصمیم گرفتیم که فردای آنروز به نخجوان برویم صبح پس از صرف صبحانه از هتل بیرون آمدیم مسافت هتل تا مرز در حدود ده دقیقه پیاده روی است که آن را هم آژانس گرفتیم که برای ۶ نفر کلا شد ۳۰۰۰ تومان!

جنب درب ورودی گمرک یک صرافی بود که مقدار لازم از آن پول منات آذربایجان خریدیم و داخل گمرک شدیم آنروز شنبه بود و در مرز جز ما هیچکس دیگری نبود البته می گفتند که پنجشنبه و جمعه مرز شلوغتر می شود ولی ما به سرعت عوارض خروج ۲۵هزار تومان و هزینه ویزای ورودی نخجوان به مبلغ حدود ۵۰ هزار تومان برای هر نفر را پرداخت کردیم از طرفی با توجه به اینکه برنامه ما این بود که شب به جلفای ایران بازگردیم هتل خودمان در جلفا را پس ندادیم و ماشینمان را هم در پارکینگ هتل گذاشتیم و تقریبا بدون هیچگونه بار و وسایل اضافه وارد نخجوان شدیم.

برخورد ماموران مرزی ایران و آذربایجان بسیار محترمانه بود ضمنا با توجه به اینکه من اصالتا آذری هستم ولی همسرم و خانواده اش آذری نیستند من مترجم گروه شده بودم و این نکته در طول سفر خیلی به ما کمک کرد و به دوستان هم توصیه می شود بهتر است در سفر به نخجوان حداقل یکی از اعضای گروه آذری بلد باشد در آنصورت واقعا چندبرابر بیشتر به آنها خوش می گذرد

خاطرنشان می شود که نخجوان یک جمهوری خودمختار در آذربایجان است که برای خودش رییس جمهور و پارلمان مستقل دارد و ظاهرا ویزای دوهفته ای که به ما می دادند فقط برای نخجوان بوده و با آن نمی شد به خاک اصلی آذربایجان رفت که دراین مورد مطمین نیستم البته به ما می گفتند که اگر ظرف ۶ ماه گذشته به ارمنستان رفته باشید ویزای آذربایجان دیگر داده نمی شود

کل زمان عبور از مرز ۲۰ دقیقه طول کشید که عمده این زمان صرف گذشتن از پل بزرگ روی رودخانه ارس شد که روی آن منظره قشنگی داشت و تازه برروی آن می توانید بفهمید که رود ارس چه عظمتی دارد

تا از درب گمرک خارج شویم ساعت ۱۰ صبح شده بودو بیرون گمرک انواع تاکسیها بصورت ون و تاکسی معمولی کنار درب ایستاده بودند و با قیمت هر نفر ۲ الی ۳ منات تا عرض نیم ساعت شما را به شهر نخجوان می برند سوار یکی از تاکسیها که مدلش لیفان بود شدیم درطول راه با راننده  حسابی رفیق شده بودیم اوهم اطلاعات خوبی به ما می داد وبا توجه به اینکه می خواستیم شب دوباره به ایران برگردیم تصمیم گرفتیم همان تاکسی را تا شب دربست کرایه کنیم که برای ساعت ۱۰ صبح تا ۱۰ شب به مدت ۱۲ ساعت با چونه زیاد مبلغ ۱۵۰ منات تقریبا ۳۲۰ الی ۳۳۰ هزار تومان برای شش نفر توافق کردیم که با توجه به اینکه راننده ما  خیلی آدم خوبی بود و خیلی به ما کمک کرد اگر هم زیاد گرفته باشد نوش جانش!

راننده ظرف نیم ساعت ما را به نخجوان رساند جاده کنار مرز تا نخجوان جاده بسیار خوبی بود که دو طرف آن درخت کاشته شده بود اصلا در کلیه جاده های نخجوان دو طرف جاده درختکاری شده بود پلیس هم با ماشینهای بی ام و مرتب در تردد بود و دوربینهای سرعت سنج هم در جاده فراوان بود آنطور که راننده می گفت پلیس نخجوان خیلی مقرراتی است و مواردی از بی قانونی که در پلیس باکو وسایر مناطق آذربایجان مشاهده می شود  دراینجا مشاهده نمی شود خلاصه همینکه واردشهر شدیم انگار وارد یک شهر اروپایی شده ایم!

شکل و رنگ ساختمانها و تمیزی و نظافت بیش از اندازه و با توجه به اینکه آنروز شنبه بود چیزی که بیش از همه چیز جلب توجه می کرد تعداد افرادی بود که یا در خانه هایشان و یا در خیابان و یا جلوی در مغازه هایشان مشغول  جاروزدن و نظافت بودند که خیلی جالب بود ساختمانهای قدیمی همگی به بهترین نحو بازسازی شده بودند راننده با چند دور در سرتاسر شهر تقریبا اکثر جاهای شهر را به ما نشان داد از آنجاییکه ما برای خرید به نخجوان نرفته بودیم ازاینرو علاقه ای به خرید در اینگونه مکانها نداشتیم و یکی دو مورد مرکز خرید را که به ما نشان دادبنظرمان چیز خاصی نیامد ولی راننده مارا به مرکز خرید اصلی شهر برد که بازار میوه و سبزیجات آن جالب بود ولی در کل چیز خاصی نداشت ولی برای آشنایی با عادتهای غذایی مردم نخجوان جالب بود

بعد راننده مارا به خارج از شهر و غار نمکی برد که غاری است که تماما از نمک است و اکنون بصورت یک مرکز درمانی مجهز برای برخی بیماران تنفسی مورد استفاده است

 همچنین به کنار دریاچه پشت سد هم رفتیم که برای شنا از آن استفاده می شود که قرار بود ۵ روز بعد از ما برای استفاده جهت شنای عموم باز شود

موقع ظهر هم ما را به رستوران زیبایی بنام باداشکان که بصورت یک باغ ۲۰ هزار متری زیبا و بزرگی بود که میزها بصورت پراکنده و در زیر آلاچیقهای مستقل در وسط باغ پخش بودند بنده خدا راننده ما روزه بود ولی خیلی به ما در انتخاب غذاها کمک می کردو با راهنماییهای او توانستیم غذای خوبی سفارش دهیم و حسابی سیر شدیم غذا هم شامل کباب کوبیده و شیشلیک و سیب زمینی و بادمجان کبابی و مخلفات و چایی بعد از آن بود اینقدر رستوران خوبی بود که اصلا دلمان نمی خواست از جایمان بلند شویم خلاصه کل پول غذا برای ۶ نفر حدود ۱۲۰ هزار تومان شد.

فقط یک نکته داردکه هر چیز خوردنی که سرمیز می گذارند نظیر نان و پیاز و لیموترش و غیره پولش را جداگانه حساب می کنند ضمن اینکه هر پرس غذای مثلا کباب آنها شاید معادل یک سوم پرس کباب ایران باشد بنظرم ایرانیها باید برای سیر شدن مثلا در مورد کباب هرکدام دو الی سه پرس سفارش دهند ولی در آنصورت هم اگر دو الی سه پرس سفارش دهید قیمت تمام شده این رستوران در مقابل مشابه ایرانیش در حدود نصف است ولی یادآوری می شود که اونها اصلا برنج در رستورانها ندارند خلاصه اینکه رستوران خوبی بود.

بعد از رستوران دوباره داخل شهر رفتیم و به پارکی که در کنار مقبره قدیمی شخصی بنام حکیمه خاتون بود رفتیم

و سپس به قلعه قدیمی نخجوان که جای بسیار زیبایی بود رفتیم

ودر کنار آن مقبره نوح نبی بود که هرچقدر به راننده می گفتم که واقعیت نداره اصرار می کرد که نوح پیامبر همینجا دفن شده

خلاصه داخل قلعه هم یک کافی شاپ بود که بستنی و نوشیدنی سفارش دادیم که قیمت خیلی مناسبی داشت ساعت حدود ۵ عصر بود و تمام گارسونها هم روزه بودند و من در این یک مورد خیلی معذب بودم ولی بنده خداها سعی می کردند طوری رفتار کنند  که ما راحت باشیم و کلا برخورد خیلی خوبی داشتند.

بعد از قلعه تاریخی نخجوان به خارج از شهر و بطرف غار اصحاب کهف رفتیم که آنها ادعا می کردند غار اصحاب کهف آنجا بوده جای خیلی قشنگی بود و پله های زیادی از پایین کوه برای رسیدن به غار باید طی می شد

در پایین کوه هم از زیارت کنندگان بطرز جالبی با چای بصورت رایگان پذیرایی می شد ضمنا در نخجوان کوه بزرگ و عجیب و غریبی بنام هاچاداغ هم وجود دارد که ادعا می کردند محل به گل نشستن کشتی نوح است و شکل عجیب و ترسناکی دارد در جاده در فواصل مشخص ماشینهای آتش نشانی کنار مزارع گندم مشاهده می شد که با توجه به اینکه زمان برداشت گندم نزدیک بود برای جلوگیری از آتش سوزی در وسط بیابانها و مزارع مستقر بودند نکته دیگری که در نخجوان به چشم می خورد امنیت کامل در نخجوان است بطوریکه به گفته اهالی این منطقه اصلا چیزی بنام دزدی دراین منطقه وجود ندارد خلاصه اینکه شهری که ما دیدیم با توجه به اینکه من خودم قبلا سفرهایی به کشورهای اروپایی داشتم. از لحاظ ظاهری خیلی اروپایی بود و مردمش هم بنظر چندان مذهبی نبودند ولی مردمان خیلی خوبی بودند و فقط چیزی که در مشاهده مردم نخجوان خیلی به چشمم آمد این بود که بنظرم خانمها در نخجوان بیش از حد اضافه وزن داشتند!

در ورودی نخجوان یک شهر بازی تازه ساز بزرگ هم قرار دارد که دارای یک چرخ فلک بسیار بزرگ است که در ایران نمونه اش را نداریم که ساعت ۸ شب به آنجا رفتیم ویک کارت به مبلغ حدود ۵۰ هزار تومان خودمان شارژ کردم و حدود ۲ ساعت تمام در شهربازی مشغول بودیم و۶ نفری دوبار سوار چرخ فلک شدیم

هر نفر یک منات می شد بعد  بچه هایم بازیهای مختلف را امتحان کردند نکته جالب در استفاده از این بازیها زمان طولانی استفاده از هر کدام از این بازیها بود که دو برابر زمانی بود که از یک وسیله مشابه در تهران یا استانبول استفاده می شود! بعد از ۲ ساعت هنوز ۱۰ هزار تومان از شارژمان باقی مانده بود و دیگر باید برای شام می رفتیم و کارت شارژ را به راننده دادیم که او بعدا خودش استفاده کند.

سپس راننده مارا به رستوران فوق العاده سرزمین نوح برد که در پایین قلعه تاریخی نخجوان و مقبره نوح نبی بود که قسمتی از آن بصورت آلاچیقهای برروی استخر بسیار بزرگ که کف آلاچیق ها از شیشه بود و ایندفعه غذای به نسبت سبکتری نسبت به نهار سفارش دادیم که شامل کوبیده و جوجه بود و بعد چای پشت سر آن که جمعا حدود ۸۰ هزار تومان برای ۶ نفر شد فقط همین را بگویم صرف غذا در چنین رستورانی در ایران اگر مشابه اش باشد که نیست حداقل ۵۰۰هزار تومان می شود خلاصه ساعت ۱۲شب از رستوران خارج شدیم

و به سمت مرز حرکت کردیم و نیم ساعت بعد در مرز بودیم و از راننده تشکر کرده و با هم روبوسی کرده و ۲۰ منات هم اضافه تر بابت ۲ساعت و نیم اضافه تر از زمان مقرر به راننده پرداخت کردیم و وارد مرز شدیم و در نهایت ساعت ۱ شب در هتلمان در جلفای ایران بودیم چند نکته در مورد سفر نخجوان خدمتتان عرض کنم اول اینکه حتما یک نفر آذری زبان در گروهتان باشد بهتر است دوم اگر فکر خرید و اینجور چیزها هستید بهتر است به نخجوان نروید سوم اینکه نخجوان نسبت به ده سال قبل خیلی آبادتر شده است و ازدیدن این شهر در نیم ساعتی مرز ایران شگفت زده خواهید شد البته هنوز خانه های قدیمی سبک زمان شوروی و حتی کوچه های خاکی در بعضی محلات شهر مشاهده می شود که راننده تاکسی سعی می کرد مارا به آنجاها نبرد و آبروداری کند ما هم خیلی اصراری برای دیدن آنها نداشتیم  ولی از دور می شد آنها رادید چهارم اینکه اگر برنامه ریزی صحیحی داشته باشید نیازی به اقامت شبانه در هتلهای نخجوان هم نیست چون بنظرم یک روز از صبح تا شب برای کل نخجوان کافیست ضمنا قیمت هتلها بالاست ولی قیمت اجاره آپارتمان و خانه خیلی ارزان است بطوریکه راننده برای اجاره یک ماهه یک آپارتمان مبله در طبقه دهم یک برج شیک در روبروی مرکز اصلی خرید رقم ماهی چهارصدهزار تومان را به ماپیشنهاد کرد و به ما گفت که هروقت خواستید به من زنگ بزنید تا برایتان آن را کرایه کنم!

پنجم اینکه با توجه به تعداد جاهایی که رفتیم و میزان صرفه جویی زیاد در وقت و داشتن یک راهنمای خوب کرایه تاکسی دربستی از صبح تا شب خیلی برایمان به صرفه شد و اصلا هم خسته نشدیم

ودرنهایت اینکه هزینه سفر به نخجوان برای هرکدام از ما ۲۰۰ هزار تومان شد که فقط ۷۵هزار تومان آن عوارض خروجی از کشور و ویزای نخجوان بود

در کل سفر یکروزه بسیار خوبی بود در کل فکر می کنم اگر دو هفته واقعا می خواهید به یک جای  پر از آرامش برای ریلکس کردن  و فرار از زندگی شهری بروید نخجوان گزینه بسیار خوب و ارزانی است. ضمنا یکبار در نخجوان حالم خیلی گرفته شد و آن وقتی بود که متوجه شدم که قیمت یک تویوتای لندکروز بزرگ مشکی مدل ۲۰۱۱ در نخجوان چیزی حدود ۷۰ میلیون تومان ماست راستشو بخواین خیلی ناراحت شدم!!

فردای آنروز پس از گشت و گذار در شهر جلفا که خیلی آباد و درحال پیشرفت بود و اندکی خرید در فروشگاههای آن به سمت کلیبر و قلعه بابک حرکت کردیم که یک جاده در امتداد رود ارس بود که بسیار جاده زیبایی بود و تصمیم گرفتم در اردیبهشت سال بعد حتما دوباره به این جاده زیبا بیایم پس از حدود یکساعت رانندگی از جلفا. در حدود ساعت ۴ بعداز ظهربه مرز نوردوز رسیدیم در کنار مرز تعدادی دلال ارز ایستاده بودند و در کنار گمرک یک پارکینگ بزرگ هم مشاهده می شد که مسافران ماشینهایشان را در آنجا پارک کرده بودن و به آنطرف مرز می رفتند در مرز از آدمهای مختلف در مورد رفتن به ارمنستان سوال کردیم و در کل با توجه به اینکه کمی دیر به لب مرز رسیده بودیم و از آنجا تا ایروان با ماشین کرایه الگانس در حدود ۷ ال ۸ ساعت می باشد که عمده این راه بصورت پر پیچ و خم  و در شب طی می شود عملا مسیر بین راه را نخواهیم دید وبا توجه به اینکه می گفتند راننده های طرف ارمنی تند می روند و جاده هم علیرغم زیبایی فوق العاده اش خیلی تنگ و پرپیچ و خم است و با توجه به اینکه دو تا بچه کوچک همراهمان بود از رفتن به ارمنستان منصرف شدیم و به ادامه سفر در داخل ایران ادامه دادیم بنظرم رفتن زمینی به ارمنستان  در ساعتی که مالب مرز بودیم برای خانواده ام اذیت کننده می شد و تقریبا دیر به مرز رسیده بودیم ولی اگر هم می خواهید بروید سعی کنید که اول صبح نهایت ساعت ۹ صبح در نوردوز باشید تا وقتیکه به ایروان رسیدید زمان کافی برای پیدا کردن و توافق و چانه زنی در مورد جای اقامتتان داشته باشید ضمن اینکه مسیر جاده را در روز طی می کنید و ازتماشای زیباییهای این جاده لذت خواهید برد.

آیا این مطلب برای شما مفید بوده است ؟

درباره رضا

۹ دیدگاه

  1. سلام و درود بر شما ( یاشاسین آذربایجان )

    خیلی ممنون از وقتی که گذاشتین برأی نوشتن سفرنامتون…

    دوستان در این مورد اطلاع دارند که؛

    آیا میشه با خودروی شخصی أز ارمنستان وارد نخجوان شد بعدش هم به جلفای ایران رسید ؟!؟

    ارزش این مطلب
    • سلام

      نه ممکن نیست – ارمنستان و آذربایجان هیچگون ارتباط سیاسی ندارند و مرز بین آذربایجان و ارمنستان همچنین مرز بین جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان بسته هست

      ارزش این مطلب
  2. عالی بود. واقعا تشکر

    ارزش این مطلب
  3. سلام خدا قوت

    بسییییییار عالی بود توضیحاتتون ، خیلی ساده و روان و مفهومی بود ، دمتون گرم ، ماهم اگه قسمت بشه عید نوروز میخواییم یه سفر به نخجوان و باکو بریم ، خییییلی کمکمون کرد ، 

    ارزش این مطلب
    • باسلام

      ممنون ازراهنمای خوبتون بسیارعالی ومفیدبود

      ارادتمند علیرضا اسکندری

      ارزش این مطلب
  4. خیلی ممنون

    بسیار مفید و مختصر و با قلمی بسیار زیبا و گیرا.

    ضمن تشکر ویژه از آقای ضربی عزیز که جور عدم اطلاع رسانی صحیح و مناسب گمرکات رو میکشن.

    ارزش این مطلب
    • ناصر ابراهیم زاده

      با تشکر از اطلاعات خوب دوست عزیزمون . منطقه ییلاقی و جنگلی خوبی هم در نخجوان وجود داره بنام باتابات کا از چمشه های طبیعی یه دریاچه ای هم بالای کوهها داره تابستون بهشتیه برا خودش در روستای آق بولاخ آن منطقه یه هتل عالی هم برا اقامت دارند که غذاهای طبیعی و ا رگانیک روستایی سرو میکنند در سفر به نخجوان از این منطقه هم دیدار کنید .

      ارزش این مطلب
    • بسیار مفید و عالی بود ممنون از وقتی که گذاشتید ای کاش در مورد قیمت هتلها هم یه اطلاعاتی میگرفتید و اینکه اونجا ایا کافه هست یا نه

      ارزش این مطلب
      • سلام . دوست عزیز بنده امسال حدود ۳ بار به نخجوان رفتم . بار اول عید اونجا بودم بار دوم و سوم یک روزه رفتم .

        البته تردد زیاد من به نخجوان به دلیل علاقه من به اونجاست . زیبایی شهر ، آرامش و طبیعت بکر . عاشق این هستم که در پارک مونه خاتون بشینم و به منظره زیبای شهر و همچنین دریاچه سد ارس نگاه کنم. توی رستوران های شیک با هزینه کم بهترین غذا ها رو بخورم و از موسیقی زنده لذت ببرم .

        حالا برم سر قیمت هتل ها : هتل تبریز و دوزداغی ۵ ستاره قیمت هر شب حدود ۵۰ دلار

        هتل گرند و آوتاواقزال ۳ ستاره قیمت هر شب حدود ۲۰  الا ۳۰ دلار

        مسافر خانه های معمولی مثل طغرل قیمت حدود ۱۰ دلار

         

        ارزش این مطلب

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme
رفتن به بالا