خانه / سفر زمینی ترکیه / سفر به شهر.... / ایغدیر / خاطره ی سفری کوتاه و خرید از ایغدیر

خاطره ی سفری کوتاه و خرید از ایغدیر

با سلام . من به همراه همسرم ساعت ۶:۳۰ صبح از تهران به سمت ماکو راه افتادیم تا از مرز بازرگان وارد خاک ترکیه بشیم .اما از اول بین سفر به ایغدیر و وان دودل بودیم . این رو هم اضافه کنم چون منزل دایی من داخل ماکو بود اونجا رو برای استراحت انتخاب کردیم . پیش خودمون میگفتیم هروقت برسیم ماکو مقصدمون رو انتخاب میکنیم . این رو هم بگم که هدفمون فقط خرید بود .

ساعت ۶ بعد از ظهر رسیدیم ماکو و با کمی مشورت تصمیم گرفتیم بریم ایغدیر . چون هم به مرز بازرگان نزدیک بودیم و هم از مرز رازی دور بودیم ! شب رو ماکو خوابیدیم و ساعت هفت صبح از خواب بیدار شدیم و آماده رفتن شدیم .  صبحانه رو خوردیم و آژانس گرفتیم برای مرز بازرگان . حدود یکربع راه بود . جهت اطلاع دوستان عرض کنم که ماکو فقط یک هتل داره که هتل ایرانگردی و جهانگردی ماکو هست و اتاقهای هتل هم قیمت بسیار مناسبی دارن . بگذریم ..

عوارض خروج رو با دستگاه مخصوصی که اونجا قرار داده بودن با کارت شتاب پرداخت کردیم و باقی کارا هم مثل آب خوردن انجام شد . نه از صف خبری بود نه از دعوا و مرافعه . سوار ون های دوبایزید شدیم نفری هفت لیر دادیم و رفتیم دوبایزید. توی دوبایزید اصلا توقف نکردیم . شهر کوچک و آرومی بود . میشه گفت یه روستا بود تا شهر.

از اونجا با نفری هشت لیر سوار مینی بوس های ایغدیر شدیم و رفتیم سمت مقصد . ساعت ۱۱:۳۰ رسیدیم ایغدیر . از همون اول کار فاز توریست برداشته بودیم چون بار اولمون بود که از ایران خارج میشدیم  هر چیزی میدیدیم که برامون تازگی داشت بهم نشون میدادیم و سعی میکردیم از این سفر کوچیک هم لذت ببریم . مینی بوس ما رو یه جایی پیاده کرد که تقریبا با مرکز شهر یک کیلومتر فاصله داشت .

حال و هوای عاشورا در ایغدیر

با پرس و جو و ایما و اشاره رفتیم سمت میدون اصلی شهر که یک مسجد با گنبد سفید رنگ هم اونجا قرار داشت . به دوتا هتل سر زدیم تا قیمت دستمون بیاد . این رو هم اضافه کنم که از زبان ترکی فقط کلمه ایندیریم به معنی تخفیف رو بلد بودیم laugh به زبان انگلیسی کاملا مسلط بودم اما همون اول کار فهمیدیم که به کارمون نمیاد .

توی دوتا هتل رفتیم .. رزرویشن هتلها تا میفهمیدن زبان بلد نیستیم روی ماشین حساب قیمت هر شب اقامت رو میزدن و نشون ما میدادن . دوتا هتل شبی ۱۴۰ و ۱۶۰ لیر رو به ما قیمت دادن و با شبی ۱۰۰ لیر ما موافقت نکردن . ولی با توجه به مطالبی که از کانال یاد گرفته بودم نا امید نشدیم و پیش خودمون گفتیم میتونیم با قیمت مناسبتر هم جا پیدا کنیم که چشممون به هتل ییلای افتاد که دقیقا روبروی فروشگاه دفاکتو بود و با میدون اصلی هم حدود سیصد متر فاصله داشت . سرتون رو درد نیارم , با شبی هفتاد لیر یه اتاق دو تخته گرفتیم که تنها ایرادش کوچک بودن اتاقش بود وگرنه همه چیش خوب بود مخصوصا که صبحانه تقریبا مفصلی داشت و پرسنل با ادبی هم ازمون استقبال میکردن .

نمایی از هتل ایلای ایغدیر

چون شب قبلش حسابی استراحت کرده بودیم اصلا خسته نبودیم . دوتا چمدون خالی متوسط همراه خودمون برده بودیم که موقع برگشت بارمون زیاد به چشم نیاد . نمیشه اسم این کار رو زرنگی گذاشت . به نظرم منطق میگه که به جای بردن یه چمدون بزرگ , دوتا چمدون کوچک (البته برای کسانی که دونفره سفر میکنن) خیلی بهتره , چون موقع برگشت برای حملش اذیت نمیشید . چمدومها رو داخل هتل گذاشتیم و پر کشیدیم برای خرید angel  دقیقا روبروی هتل فروشگاههای دفاکتو  , ویار و کمی آنطرفتر ال سی و کوتون با فاصله ۱۰۰ متر از هم قرار داشتن . بین این فروشگاهها السی و بعد کوتون بیشتر به چشم میامدن .

بیشتر خریدمون رو از السی انجام دادیم چون تقریبا جنساش جور بودن . آخرش هم نفهمیدیم سه طبقه بود یا چهار طبقه . محو خرید شده بودیم . من به همراه همسرم خرید یک سالمون رو انجام دادیم . اونجا چندتا ایرانی را ملاقات کردیم و اونها گفتن که با اینکه ایغدیر از لحاظ تنوع پوشاک به وان نمیرسه اما میتونه هرکسی رو راضی کنه . البته این نظر اون چند نفر بود ! من که وان رو ندیدم ولی این رو میتونم به جرأت بگم که ایغدیر هم میتونه جای خوبی برای تهیه پوشاکتون باشه . ما از السی , دفاکتو , کوتون و ویار خرید کردیم و برامون واقعا به صرفه بود .

فروشگاه ال سی – شعبه ایغدیر

من از السی ۴ تا شلوار درجه یک خریدم که به پول خودمون حدود دویست تومن آب خورد . همسرم هم حدود ششصد تومن خرید خودش شد . دلمون نمیاد از اونجا دل بکنیم و برگردیم ایران . حس خوبی داشتیم . چیزی که تو این سفر خیلی برام جالب بود این بود که تو چهره مردم استرس دیده نمیشد . شما اگر توی چهار راه ولیعصر تهران چند دقیقه به مردم نگاه کنیو چیزی جز شتاب و استرس نمیبینید , اما توی ایغدیر اصلا من همچین چیزی ندیدم .

یه خاطره بامزه براتون تعریف کنم : تو کوچه پشتی هتل یه کافی شاپ بود که همسرم ازم خواست بریم اونجا چایی بخوریم من هم قبول کردم ولی پیش خودم گفتم اینجا چون شبیه کافی شاپهای تهرانه الان باید برای دوتا چایی بیست لیر بدیم , رفتیم و یه چایی و یه قهوه سفارش دادیم . مدیر کافی شاپ اومد جلو و بهمون سلام فارسی و خوش آمدید گفت . منم تو دلم گفتم کارمون تمومه رفت رو سی لیر !!! بعد از خوردن چای رفتم که حساب کنم مدیر کافه گفت : اکرام اکرام یعنی مجانی . ایرانی بازی منم گل کرد و پول رو گذاشتم رو میز و گفتم داداش اینجوری که نمیشه . هرچی اصرار کردم پول نگرفت . خدا خیرش بده واقعا چسبید !

هایپر مارکت میگروس – شعبه ایغدیر

سرتون رو درد نیارم . شغل همسر من آرایش عروسه , چیزی که دائما تکرار میکرد این بود که موی خانمهای ترک چطور انقدر قشنگ کوتاه و مرتب شده ؟! من هم ازش خواستم یکبار آرایشگاه های اونجا رو تجربه کنه . اولش میترسید اما با اصرار من قبول کرد و به آرایشگاه کوچه پشتی هتل مراجعه کردیم . خدا رو شکر کمی انگلیسی بلد بودن و بهش فهموندم که همسرم از دیدن موی خانمهای ترک تعجب کرده اگر ممکنه مثل اونا درستش کنید !  دیگه داشتم زیادی توضیح میدادم که قاطی کرد وگفت : اوکی اوکی بسپرش به من . کوتاهی و مرتب کردن موی همسرم حدود یکساعت و نیم طول کشید . بهم اجازه ندادن داخل سالن بشینم . انقدر بیرون سالن راه رفتم که پاهام زق زق میکردن . بعد از یکساعت و نیم انتظار همسرم با روی شاد از سالن بیرون اومد. من هم باورم نمیشد به این زیبایی بشه مو رو کوتاه و مرتب کرد . شاید از شانس خوب ما بود که آرایشگری حرفه ای به پستمون خورده بود اما بهرحال رضایت همسرم بعد از دوازده سال کار گریم واقعا با ارزش بود . به خانمهایی که به ترکیه سفر میکنن توصیه میکنم این ریسک رو انجام بدن .حداقل یه خاطره براتون میشه .

همون آرایشگاهی که ما رفتیم

بالاخره وقت برگشتن رسیده بود . دلمون نمیومد برگردیم بهمون خوش گذشته بود . خلاصه چمدونا رو بستیم و بعد از عکس گرفتن با در و دیوار شهر راه افتادیم سمت دوبایزید و بعدش هم بازرگان . ساعت هفت شب رسیدیم مرز بازرگان .برخلاف انتظارمون هم شلوغ بود هم درگیری زیاد بود . نمیخواهم اهانت کنم ولی بیشتر مشکل از طرف هموطنان خودمون درست میشد . علتش رو هم نفهمیدیم واقعا . سر و صدا میکردن و دعوا راه مینداختن . یه توریست آلمانی توی صف بود که وقتی دیدن طرف خیلی ترسیده از صف آوردنش بیرون و خارج از نوبت ردش کردن رفت . ما هم حدود یک ساعت کارمون طول کشید تا رسیدیم اینور مرز .

شب رو ماکو خوابیدیم و فردا ساعت ۶ بعدازظهر با اتوبوس به سمت تهران راه افتادیم چون ماشین داییم مشکل موتوری پیدا کرده کرده بود وگرنه با اون برمیگشتیم . بار اول بود با اتوبوس یه مسیر طولانی رو طی میکردیم و واقعا پدرمون دراومد تا رسیدیم تهران . وقتی تهران رو دیدم دلم گرفت . پیش خودم گفتم چرا یه کشوری مثل ترکیه با صنعت توریسم و پوشاکش تو دنیا معروف شده اما ما هنوز حتی توانایی بسته بندی زعفران صادراتی خودمون رو هم نداریم . افسوس ….

نمیخوام سفرنامه رو اینجوری تموم کنم پس خلاصه تجربه خودم رو بگم : به نظرم سفر مثل غذا برای بدن لازمه , به قول معروف اگر میتوانی پای پیاده هم سفر کن که در ماندن میپوسی ….

 

با تشکر از آقای علیرضا از تهران که این سفرنامه رو ارسال کردن

آیا این مطلب برای شما مفید بوده است ؟

درباره رضا

۷ دیدگاه

  1. سلام

    سفرنامه خوبی بود

    ممنون

    ارزش این مطلب
  2. سلام اقای ضربی وباتشکرازشمابخاطرسایت مفیدتون .چرامطالب سایت بروزرسانی نمیشه؟من همیشه به سایتتون سرمیزنم

    ارزش این مطلب
  3. با سلام جناب آقای ضربی

    لطف بفرمایید راهنمایی کنید ، من از چند تا آژانس سوال کردم برای تعطیلات عید نوروز رزرو میکنن به من گفتن هتل رویال برک ۳ ستاره امکاناتش درحد ۴ ستاره هست و شبی ۲۸۰ لیر ۳ تخته ، به نظر شما همینه حدود قیمتش ؟ چون در این زمان گفتن شبی ۱۹۹ لیر اما عید گرونتره . از الان واقعا باید رزرو کنیم ؟ زود نیست ؟ممنون میشم راهنمایی کنید

    ارزش این مطلب
    • سلام – برای عید نوروز از الان بسیار زود است برای رزرو هتل

      بهتر است از تور استفاده کنید در آن آیام

      تفاوت قیمت اینچنینی وجود ندارد

      از آژانسهای مطمئن که بند الف دارند رزرو کنید

      معمولا چنین آژانسهایی را در کانال معرفی میکنیم

      ارزش این مطلب
  4. دعوا کردن و شاخ شدن در نوبت و صف نانوایی و بقالی و بلیط و بیمارستان و…. جزء لاینفک و جدایی ناپذیر فرهنگ است و نسل به نسل منتقل میشه

    تعارف وزبان ریزی و قربون و صدقه ریاکارانه تو بمیری و من بمیرم هم جزء سنتهای دراز می باشد

    ارزش این مطلب
  5. سلام ممنون از سفرنامتون

    با توجه به اینکه ایغدیر مسافر کمتری داره و در نتیجه سفرنامه کمتری هم داره،توقعمون یه سفرنامه پربارتر بود.مثل عکس اتاق هتل،رستورانها،آب و هوای ایغدیر،غذاها و …

    لطفا اگر مقدوره این مطالبو اضافه کنید چون سفرنامه کامل خیلی به دردمون میخوره

    ارزش این مطلب

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme
رفتن به بالا