خانه / سفرنامه ها / سفرنامه ارزروم - ترابزون / سفرنامه نوروزی محمد آقا از تبریز به ارزروم

سفرنامه نوروزی محمد آقا از تبریز به ارزروم

امسال عید تصمیم گرفتیم  به شهر هوپا اخرین شهر ساحلی دریای سیاه از قسمت شرق بریم.با مطالعه سفرنامه  و پرس,و جو از دوستانی که قبلا به هوپا رفته بودن تصمیم گرفتیم از مسیر ارضروم به هوپا بریم.

شنبه ۲۹اسفند از تبریز به سمت مرز بازرگان راه افتادیم.ساعت ۸:۳۰ به مرز رسیدیم و برخلاف تصورمون که فکر میکردیم  به خاطر ناامنی های  اخیر ترکیه  مرز امسال  خلوت تر میشه  با صف طولانی خود روهای شخصی که قصد سفر به ترکیه رو داشتن مواجه شدیم.

حدود شش ساعت طول کشید تا از مرز رد شدیم. ولی چون خسته شده بودیم تا آغری که ۱۲۰کیلومتری مرز بازرگان هست رانندگی کردیم و شب رو توی متل شاهین موندیم. برخلاف شنیده هامون  صاحب هتل گفت  نزدیک  دو ماه هست که هزینه هتل توی ترکیه گرون تر شده و یه اتاق دو تختی  که سه ماه قبل ۸۰ لیر داده بود با کلی چونه زدن ۱۱۰ لیر بهمون داد.

شعبه ال سی واکی کی شهر آغری  تغییر کرده بود و بزرگتر و متنوع تر از قبل شده بود و به روبروی مکان قبلیش تغییر مکان داده بود.کل فضای شهر هم  نسبت به سه ماه قبل  خیلی  بهتر شده بود.سنگ فرش خیابون جمهوریت و روشنایی و……

همون شب توی هتل از  کانال بی بی سی خبر انفجار استانبول و خوندیم و  سکوت معنا داری بینمون  حاکم شد ، خیلی ناراحت شدیم و اولش تصمیم به برگشت گرفتیم ولی  صبح  شوق و ذوق سفر  بر ترسمون غلبه کردو به سمت ارضروم راه افتادیم.

جاده آغری به ارزروم

جاده مثل همیشه خلوت و خوب بود.و مقدار بارش برف امسال نسبت به سال قبل خیلی  کمتر بود  .تا نزدیکی های  ارضروم از برف خبری نبود ولی حدود ۳۰کیلومتر مونده به ارضروم برف شروع به باریدن کردو بارید و بارید و بارید………..

هتل  دلاور اولین جایی بود که سر زدیم و اتاق خالی هم داشت و به خاطر اشنایی با این هتل همونجا موندیم.برف همین طور  می بارید و شهر سفید پوش شده بود.توی همین هوای برفی  بیرون رفتیم.قدم زدن  توی کوچه پس  کوچه های شیب دار ارضروم توی اون هوای عالی برفی خالی از لطف نبود.

برای صرف نهار به یه رستوران داخل خیابون جمهوریت رفتیم.سه پرس اسکندر کباب سفارش دادیم.و منتظر نشستیم. میز پر شد از سالادو انواع ترشی و مخلفات ………..سوپ که به زبون اونا  شوربا فوق العاده  خوش طعم بود و کبابشم خوب بود.ولی به جای  سه پرس  به تشخیص سرآشپز برامون شش سیخ اسکندر کباب تدارک دیدن با یه نون فوق العاده حجیم و بزرگ . که خود سر اشپز ازمون اجازه خواست و کنار میزمون از غذایی که پخته بود عکس گرفت

موقع تسویه حساب با شنیدن ۱۰۰لیر برای غذایی که فکر میکردیم نهایتا ۴۰الی ۵۰لیر بشه تازه متوجه شدیم چرا ما هر چه قدر میخوردیم  غذامون تموم نمیشد . دوباره شب  که شد توی کانال بی بی سی با هشدار کنسولگری ایران مواجه شدیم. که گفته بود از تردد توی جاهای شلوغ پرهیز کنید و خبر کشته شدن یه ایرانی رو توی حمله انتخاری یه روز قبل استانبول و…….

خلاصه  دوباره سکوت معنی داری  فضای اتاق و پر کرد و به خیال اینکه  ذوق و شوق سفر  فردا این ترس و از بین میبره خوابیدیم. صبح روز دوشنبه هوای افتابی ارضروم  همه برف های دیروز و اب کردو شهر دوباره شلوغ شد اما  ترس ما همچنان  سرجاش  مونده بود. فکر کردیم یه روز دیگه  ارزروم بمونیم.

خرید  توی ارضروم  البته به نظر من  از وان و ایغدیر و آغری  خیلی  بهتره.هم تنوع و هم قیمت.و ما اون روز با اتوبوس به مرکز خرید فروم  ارضروم رفتیم و کلی خرید کردیم و نهار و طبقه بالای فرووم مهمون  مک دونالد شدیم.

خیابون جمهوریت ارضروم هم یه مرکز خرید بزرگ A.V.Mداره که اکثرا برندهای معروف ترکیه  اونجا هم شعبه دارن.

تصمیم گرفتیم برنامه سفرمونو عوض کنیم و به جای هوپا و ریزه مثل سال قبل به ترابزون بریم ولی  چون مثل قبل احساس امنیت نمیکردیم باز دودل شدیم و یه شب دیگه  ارضروم موندیم.

و خلاصه فردا چون دیدیم  واقعا مثل سفر های قبلیمون بهمون خوش نمیگذره تصمیم گرفتیم برگردیم.هر چند به نظر من تعداد مسافرهای ایرانی نوروز امسال از سال قبل کمتر نبود که بیشترم بود. ولی به خاطر مسایل امنیتی ترکیه سفر امسال به شیرینی سال های قبل نبود و لااقل من این حس  وتوی صحبت هایی که با ایرانی هایی که توی هتل با هم حرف میزدیم ،کاملا میدیدم…

بهر حال برنامه سفر نوروزیی امسال ما  از ارضروم  اون ورتر نتونست بره و روز چهارشنبه  خوشحال از اینکه سلامت به وطن برمیگردیم و دلخور از کوتاهی سفرمون از مرز بازرگان  وارد ایران شدیم و همچنان شاهد هم وطن های عزیزمون بودیم که به سمت ترکیه حرکت میکردن..

آیا این مطلب برای شما مفید بوده است ؟

درباره رضا ضربی

هر چهره ای با لبخند زیباست... خاموش بودن،نصف حکمت است... تعقیب نکردن دیگران، نصف آرامش و مداخله نکردن در کار دیگران، نصف ادب ..... همیشه آنکه قویتر بود ، کمتر زور میگفت...... و آنکه راحت تر می گفت اشتباه کردم، اعتماد به نفسش بالاتر بود...... آنکه "صدایش" آرامتر بود، حرف هایش بانفوذتر بود ...... آنکه خودش را واقعا " دوست داشت، دیگران را واقعی تر دوست داشت ..... آنکه به " تفاوت بین انسانها " واقف بود، بیشتر نقاط مشترک میان خود و دیگران را پیدا میکرد... پيروز و پاينده باشيد ??❤️ ............. کانال تلگرامی TrTravel (راهنمای آنلاین شما در سفر ترکیه)

۱ دیدگاه

  1. سلام

    سفر نامه كوتاهي بود ولي عكسهاي خوبي داشت از قيمت هتل در ترابزون و ارزوم  چيزي نگفتين قيمتها چقدر بود

    ارزش این مطلب

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme
رفتن به بالا
طراحی وراه اندازی: علی رسولی 09192221634