خانه / سفرنامه ها / سفرنامه شهر وان / سفرنامه وان – آقای بابک خسروی – سوم تا هفتم دیماه ۹۴

سفرنامه وان – آقای بابک خسروی – سوم تا هفتم دیماه ۹۴

مدتی بود که با خواندن سفرنامه های دوستانی که به ترکیه و شهر وان سفر کرده بودند و تعاریف همکاران در مورد خرید در وان ما نیز مشتاق شدیم که جهت خرید، سفری به این شهر داشته باشیم کما اینکه ما ساکن تبریز بودیم و این خود مزیتی از نظر نزدیکی به مرز رازی برای ما به همراه داشت.در هرحال بهترین فرصت رو در تابستان می دیدیم. اما درست زمانیکه داشتیم برای سفر آماده می شدیم از گوشه و کنار زمزمه هایی از نا امنی منطقه بخاطر حملات پ ک ک به گوش می رسید که این مسئله  ما را از تصمیم خود منصرف کرد ضمن اینکه در همین زمان نزدیکترین مرز به ما (مرز رازی ) بسته شد و سفرما تا آرام شدن اوضاع به تعویق افتاد.بعد از مدتی با اطمینان از امنیت منطقه مجددا تصمیم به سفر گرفتیم اما این بار باتوجه به قرار گرفتن در فصل سرما باید نسبت به قبل ، مسائل دیگری را در نظر میگرفتیم ضمن آنکه نزدیک به ایام کریسمس هم شده بودیم .

در نهایت با مشورتی که با جناب آقای ضربی داشتیم ایشان بهترین زمان برای بهره مندی از تخفیفات حداکثری را در این ایام سرد سال یکم تا دهم دی ماه پیشنهاد نمودند ولی باتوجه به برودت هوا و امکان بارش، بر آن شدیم که احتیاط بیشتری به خرج داده و از طریق سایت های هواشناسی بهترین زمان را برای مسافرت از تاریخ مذکور انتخاب کنیم . باتوجه به اینکه روز تعطیلی آخر هفته در ترکیه ، یکشنبه است برنامه ریزی کمی دشوار تر شده بود بالاخره بعداز اطلاع از پیش بینی وضع هوا پنجشنبه سوم دیماه را برای حرکت و یکشنبه هفتم دیماه را جهت بازگشت انتخاب نمودیم .

طبق توصیه آقای ضربی عوارض خروج از کشور را به مبلغ ۲۵۰۰۰ تومان و عوارض شهرداری قطور را بمبلغ ۳۰۰۰ تومان درشهر خود (تبریز ) پرداخت نمودیم و باتوجه به تجربه دوستان در مورد مزایای به همراه بردن دلار ، تصمیم به تهیه ارز بصورت دلار گرفتیم اما متاسفانه علیرغم تلاش زیاد موفق به تهیه دلار به مقدار لازم نشده و بالاجبار باقیمانده ارز خود را لیر تهیه نمودیم .

باتوجه به اینکه قرار بود با خودروی شخصی تا مرز رازی برویم و بقیه مسیر را از وسائل نقلیه ترکیه استفاده کنیم لازم دانستیم تا قبل از حرکت نقشه ای از مسیر تهیه نماییم لذا نرم افزار ناوبریSygic  را بر روی گوشی ها نصب نمودیم و سپس نقشه ایران و ترکیه را دانلود کردیم. همچنین جهت شناخت بیشتر از خیابان ها ، مراکز خرید و هتل های شهر وان از طریق سرویس گوگل مپ به بررسی کلی شهر وان پرداختیم و  حین بررسی  نقشه و تصاویر ماهواره ای متوجه فعال شدن امکان جدید نمای سه بعدی خیابان ها برای شهر وان شدیم.

این برای ما که بار اول بود به این شهر می رفتیم مزیتی فوق العاده محسوب می شد در اینجا لازم به توضیح است که کمپانی گوگل طی سال های اخیر با راه اندازی سرویس نمای خیابان برای اکثر شهرهای توریستی جهان ، این امکان را فراهم نموده تا جهانگردان بتوانند بصورت مجازی و سه بعدی درخیابان های شهر مورد نظرخود قدم زده و خود را درآن محیط احساس کنند لذا توصیه می شود دوستانی که برای بار اول قصد سفر به وان را دارند  از طریق این لینک از این سرویس منحصربه فرد استفاده کرده و در خیابان ها ،فروشگاهها و هتل ها قدم بزنند و مثل ما ذوق زده شوند.

بالاخره صبح روز حرکت فرا رسید و ما ساعت ۸:۳۰ صبح با خودروی خود از تبریز به طرف مرز رازی به راه افتادیم و پس از خروج از تبریز به شهر صوفیان و پس  عبور از داخل این شهر به سمت مرند حرکت کردیم در نزدیکی های شهر مرند به پیست اسکی پیام نزدیک شدیم درست همانجا بود که با مه غلیظی که شعاع دید را به حداکثر ده متر رسانده بود مواجه شده و مجبور به استفاده از چراغ های مه شکن خودرو شدیم و مسیر را تا طبیعی شدن اوضاع با حداقل سرعت ممکن پشت سر گذاشتیم .بعد از مدتی که به مرند رسیدیم به یک دو راهی برخوردیم که تابلوی مناسبی نیز برای راهنمایی وجود نداشت.

خوشبختانه باوجود همراه داشتن نرم افزار ناوبری Sygic متوجه شدیم جاده سمت راست به منطقه آزاد ارس منتهی می شود از این رو از طریق جاده سمت چپ بطرف شهر خوی حرکت کردیم و در مسیر توقفی کوتاه در مجتمع خدماتی رفاهی کشکسرای که در سمت چپ چاده واقع شده بود داشتیم در اینجا لازم به ذکر است آخرین سرویس بهداشتی موجود در مسیر ، در همین مجتمع قرار دارد.

پس از گذشت ۲۰ دقیقه مجددا متوجه وجود موانعی بر سر راه (سه راهی ایواوغلی ) شده و باز هم بدلیل نبود تابلو ، درست از همان روش قبل متوجه شدیم باید از سمت چپ حرکت کنیم و به سمت خوی برویم چنانچه مستقیم می رفتیم به مرز بازرگان می رسیدیم و مسیر ما دو برابر می شد.

کمی بعد به میدان بزرگی رسیدیم که تابلوی مرز رازی نشانگر آن بود که باید میدان را دور زده از سمت چپ حرکت کنیم خلاصه بعد از مدتی به ترمینال شهر خوی که درست سمت راست ما بود رسیدیم و وارد خیابان مجاور ترمینال (جاده خوی – رازی ) شدیم و به سمت مرز رازی به راه افتادیم.

مسیر خود را در جاده ای باریک و پر پیچ و خم که هنگام بارندگی و لغزندگی خطرناک تر نیز می شد ادامه دادیم .خوشبختانه غیر از برخی از نقاط  جاده که یخ زده بود ، بقیه مسیر خشک و هوا نیز آفتابی اما سرد بود . بعد از گذشت ۴۵ دقیقه به یک پاسگاه مرزی رسیدیم که بعضی اتومبیل های عبوری از اینجا کنترل می شدند اما خوشبختانه ما به راحتی از اینجا نیز گذشتیم، در ادامه چندین بار جاده در دست تعمیر بود و مجبور می شدیم از مسیر انحرافی که فاقد آسفالت بود استفاده کنیم . در حدود ساعت ۱۲:۳۰ به محدوده پایانه مرزی رازی رسیدیم که سمت راست آن پر بود از ساختمان های متروکه،که متوجه کاربری آن نشدیم (اینکه برای چه منظوری ساخته شدند و الان چرا خالی از سکنه هستند)

باتوجه به اینکه ما قصد داشتیم خودروی خود را در پارکینگ مرز قرار دهیم بدنبال پارکینگ بودیم که متوجه شدیم چندین پارکینگ در آن مسیر پشت سر هم قرار دارد ما نیز نزدیکترین پارکینگ به مرز را انتخاب کردیم .پارکینگ مذکور فاقد آسفالت بود و بدلیل بارندگی های اخیر زمینش گلی و لغزنده بود.بعد از دریافت کارت پارکینگ با برداشتن چمدان ها بطرف پایانه به راه افتادیم مسیر منتهی به پایانه شلوغ بود و به یکباره با افراد خیری برخوردیم که طرف ما آمدند. یکی می خواست با گاری چمدان های مارا ببرد ،که چون چمدان ها  خالی بود ترجیح دادیم خودمان ببریم ، دیگری می خواست ارز مارا تامین کند و آن دیگری می خواست عوارض خروج ماراپرداخت کند … بگذریم مردمان خوبی بودند.

پس از گذر از درب ورودی برای اولین بار یک سرویس بهداشتی دیدیم که نبود آن در طول مسیر آزار دهنده بود. بالاخره با راهنمایی تابلوهای مسیر به سمت محل کنترل پاسپورت رفته و پاسپورتمان توسط مامورین ایرانی کنترل و مهر شد. در ادامه مسیر به محوطه روبازی برخوردیم که بسیار شلوغ بود و فکر کردیم زمان زیادی را باید در صف منتظر بمانیم که اینطور نبود و ماموری که آنجا بود به بقیه گفت اجازه دهید مسافران رد شوند، بعدها متوجه شدیم آن افراد مرزنشینان منطقه بودند که نیازی به پاسپورت نداشته و جهت خرید و فروش در بازارچه مرزی گرد آمده بودند .به مسیر خود ادامه داده و برای بار اول تابلوی به ترکیه خوش آمدید را دیدیم و کلی ذوق زده شدیم.

حالا نوبت کنترل پاسپورت توسط ماموران ترک بود که به راحتی این مرحله را هم پشت سر نهادیم و در نهایت به قسمت گمرک رسیدیم مامور گمرک ترکیه از ما خواست تا چمدان ها را روی دستگاه گیت X-RAY قرار دهیم،منتظر بودیم چمدانها از داخل X-RAY حرکت کنند که مامور گمرک از ما خواست درب چمدانها را باز کنیم که با تعجب ما مواجه شد و گفت دستگاه خراب است و مجبور است دستی بازرسی کند خلاصه  کلی تو ذوق ما خورد.

بعد از خروج از گمرک وارد محوطه ای که پر از ون های ترکیه بود شدیم و در آنجا رانندگان ترک با احترام ما را به سمت خودرویی که آماده حرکت بود راهنمایی کردند، پس از سوار شدن ما ، با توجه به تکمیل شدن ظرفیت ،راننده با دریافت نفری ۲۰ لیر سوار شد و یک آهنگ ترکی بسیار شاد گذاشت و به سمت وان حرکت کرد .

جاده مرز رازی به سمت وان

برخلاف جاده خوی – رازی که بسیار پر پیچ و خم و باریک بود جاده رازی – وان دوبانده و مسیر آن مستقیم و سر راست بود ولی تنها مشکلی که طی مسیر متوجه آن شدیم صدای برخورد سنگریزه های سطح جاده به کف ماشین بود که نشانگر این مطلب بود که با توجه باینکه ترکیه کشوری بدون نفت است از این رو در تولید آسفالت از حداقل مقدار قیر استفاده شده که این سبب کیفیت نامطلوب آسفالت شده بود.

نمایی از شهر saray

با این شرایط حدود یک ربع در راه بودیم که به اولین شهر ترکیه در مسیر به اسم Saray برخوردیم بعد از گذر از کنار آن به راه خود ادامه داده و مجددا بعد از حدود یک ربع بعد به شهر کوچک دیگری به اسم Ozalp رسیدیم.

نمایی از شهر Ozalp

بعد از عبور از کنار این شهر حدود ۲۰ دقیقه بعد متوجه دریاچه ای در سمت راست خود شدیم که برای همراهان ما این توهم را ایجاد کرد که این دریاچه ی وان است ولی با توضیحات ما متوجه  شدند که دریاچه ی وان خیلی بزرگتر از این است و در این مسیر قرار ندارد.

دریاچه کوچکی قبل از رسیدن به شهر وان

بعد از عبور از دریاچه کم کم بناهایی فاقد نماکاری و تزئینات و بسیار دلگیر در سمت راست جاده و درحاشیه شهر به چشم می خورد که تصور ما از یک شهر اروپایی را خراب کرد.

پس از مدتی راننده از خیابان اصلی منحرف و از طریق کوچه های تنگ و دلگیر به مسیر خود ادامه داد و درنهایت ما را که انتظار داشتیم در میدان اصلی شهر (بش یول )پیاده کند درست روبروی دفتر خودشان پیاده نمود.

پس از پیاده شدن ، هریک از مسافران به سمتی پراکنده شدند و ما در آن کوچه ناآشنا ، غریب و تنها برای دقایقی سردرگم ماندیم تا اینکه دوباره با بهره گرفتن از نرم افزار ناوبری Sygic موقعیت خود را پیدا و به سمت خیابان جمهوریت حرکت کردیم با خروج از کوچه مذکور برای اولین بار نمایی از یک شهر اروپایی را مشاهده کردیم و به یکباره  خود را در قلب اروپا احساس نمودیم.

​باتوجه به اینکه شب گذشته با بهره گیری از سرویس نمای خیابان گوگل مپ به صورت مجازی در همین خیابان قدم زده بودیم این خیابان برای ما کاملا آشنا بود و توانستیم به سهولت به سمت هتل Fuat که پیش تر برای اقامت در نظر گرفته بودیم حرکت کنیم (هتل فوآد در تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا بکیر درست پشت هتل یاقوت داخل یک کوچه قرار گرفته است ) پس از ورود از مسئول هتل قیمت اتاق دونفره را پرسیدیم که برخلاف انتظارمان شبی ۴۵ لیر را برای هر نفر مطالبه نمود.(تصور ما برای هر نفر شبی ۶۰ لیر بود).با دادن پاسپورت ها کلید اتاق را تحویل گرفته و با همراهی یکی از کارکنان به سمت اتاق خود در طبقه دوم راهنمایی شدیم.

طراحی داخلی اتاق های هتل Fuat بسیار شیک اما از نظر نورپردازی در سطح ضعیفی قرار داشت .هتل Fuat دارای امکاناتی نظیر یخچال، تلویزیون ،حمام شیشه ای و توالت فرنگی (فاقد شیر آب)بود. شایان ذکر است درصورت نیاز به توالت ایرانی به راهرو طبقه اول مراجعه فرمائید.

پس از استراحتی کوتاه تصمیم گرفتیم جهت ارزیابی قیمت ها و اجناس از فروشگاههای خیابان جمهوریت دیدن کنیم از مقابل درب هتل یاقوت که درست در تقاطع جمهوریت و کاظم کارا قرار داشت شروع به بازدید کلی از فروشگاه های آن مسیر نمودیم، در ابتدا اولین فروشگاهی که وارد آن شدیم Van Park   روبروی شهرداری بود اکثر اجناس این فروشگاه حدود ۲۰ لیر قیمت خورده بود.

فروشگاه وان پارک مشاهده نمای سه بعدی

​شهرداری وان – مشاهده نمای سه بعدی

به حرکت خود به سمت شمال و میدان بش یول (پنج راه ) که استانداری وان در آن محل قرار داشت ادامه دادیم ، در مسیر مغازه های پر زرق و برق کوچک و بزرگی به چشم می خورد که چیدمان ویترین ها نوید فرارسیدن کریسمس را می داد ، با توجه به کمبود وقت ، ترجیح دادیم از مراکز خرید بزرگ و معتبر دیدن کنیم لذا به حرکت خود ادامه دادیم تا به میدان بش یول رسیدیم در این میدان همانطور که از قبل اطلاع داشتیم یک مرکز خرید زیرزمینی به نام YERALTI AVM احداث شده بود و از هر گوشه میدان یک ورودی شیشه ای به سمت پایین وجود داشت ما نیز با پایین رفتن از پله های یکی از این ورودی های شیشه ای وارد این مرکز خرید شدیم و به بازدید اجمالی از مغازه های آن پرداختیم ، در کل چیز چشم گیری ندیدیم لذا از خروجی جمهوریت بیرون آمده و از مقابل استانداری وان به سمت مبداء حرکت کردیم

ورودی شیشه ای مقابل استانداری – مشاهده نمای سه بعدی

پس از اندکی پیاده روی به فروشگاه معروف LC Waikiki رسیدیم و چون قبلا خیلی تعریفش رو شنیده بودیم انتظار داشتیم اکثر خریدمون رو از اینجا انجام بدیم ولی هر چه بیشتر می گشتیم کمتر می پسندیدیم بر خلاف تصورمان چندان بزرگ نبود خلاصه بدون خرید از این فروشگاه هم خارج شدیم و به مسیر ادامه دادیم.

فروشگاه LC Waikiki – مشاهده نمای سه بعدی

در مسیر بازگشت به یکی از دو شعب mavi برخوردیم ، تصمیم گرفتیم قیمتهای این برند معروف را نیز ارزیابی کنیم که با چرخی که در این فروشگاه زدیم قیمتها را همانند لاله پارک تبریز دیدیم ، قیمتها تناسبی با اجناس نداشت و بسیار بالا بود از این رو بدون خرید خارج شده و به راه خود ادامه دادیم.

فروشگاه mavi مشاهده نمای سه بعدی

تقریبا به تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارابکیر رسیده بودیم که فروشگاه OKYANUS نظر ما رو به خود جلب کرد و تصمیم گرفتیم از اجناس این فروشگاه نیز دیدن کنیم ، طبقه همکف مربوط به لباسهای زنانه بود ، در کل لباسهای خوب و با قیمت مناسبی داشت اما چیزی پسند نکردیم و به طبقه پایین که مربوط به لباسهای مردانه بود رفتیم در این قسمت هم قیمتها مناسب و کیفیت اجناس بالا بود از این رو دو عدد پلیور بسیار شیک و مرغوب مردانه یکی به قیمت ۵۵ و دیگری ۶۵ لیر خریدیم (حدود ۷۰ الی ۸۰ تومن خودمان) سپس خوشحال به سمت صندوق رفتیم و انتظار داشتیم کمی هم با چانه زدن تخفیف بگیریم ولی صندوق دار که دختر محجبه ای بود به هیچ وجه زیر بار تخفیف نرفت مانیز اصرار بیشتری نکردیم چون قلبا از این قیمت راضی بودیم شایان ذکر است همین پلیورها در بازار تبریز ۱۲۰ تومن قیمت خورده بود.

فروشگاه OKYANUS​ مشاهده نمای سه بعدی

پس از خروج از این فروشگاه دیروقت بود و هوا تاریک، مانیز چون خسته بودیم به هتل برگشتیم و خریدمان را در اتاق گذاشتیم و به فکر خوردن شام افتادیم از این رو چرخی در اطراف هتل زدیم و به بررسی رستورانها و فست فودهای اطراف هتل پرداختیم تا غذای مناسبی برای خوردن پیدا کنیم با سر زدن به چند جا غذای باب میل ما ایرانی ها پیدا نکردیم و بالاجبار در یکی از مغازه های نزدیک هتل تصمیم گرفتیم برای تست هم شده نوعی دنر ترکی که لای نونی مثل سنگک خودمان به قیمت ۴ لیر به اسم دوروم عرضه می شد را امتحان کنیم خلاصه میل کردیم و پسندیدیم جاتون خالی خیلی خوشمزه بود اما غذای پر کالری و سنگینی بود و تصمیم گرفتیم برای دفعات بعدی غذای دیگری را امتحان کنیم.

​دنر ترکی

برای رفع خستگی و خوردن چایی به لابی هتل رفتیم و کمی در آنجا استراحت و از طریق اینترنت هتل با ایران تماس گرفتیم سرعت اینترنت اصلا با ایران قابل مقایسه نبود و برای اولین بار سرعت واقعی اینترنت را تجربه کردیم.

​نمایی از لابی هتل Fuat

نمایی از راهروی طبقه اول هتل Fuat

نمایی از اتاق هتل Fuat تمیز و شیک اما کم نور

امکانات هتل : یخچال ، تلوزیون ، ماهواره ، حمام ، سرویس بهداشتی فرنگی فاقد شیر آب

بعد از کمی گپ و گفت به اتاقمان رفتیم و بخاطر خستگی ، سریع خوابمان برد ، صبح روز دوم حدود ساعت ۸ از خواب بیدار شدیم و جهت صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم . رستوران هتل شلوغ بود و ظاهرا همه مهمانان ایرانی هتل بر خلاف عادت همیشگی خود سحرخیر شده بودند و فقط ما دیر بیدار شده بودیم . جاتون خالی صبحانه مفصلی خوردیم.

صبحانه هتل فوآد از ساعت ۷ تا ۱۰ صبح به صورت سلف سرویس سرو می شد و شامل غذای گرم مثل سوپ خوشمزه اما تند ، تخم مرغ آب پز ، انواع مربا ، عسل ، کالباس ، خیار و گوجه ، دو نوع پنیر محلی ، کره ،شکلات صبحانه ، زیتون ، لیموترش ، نان و چایی

ادامه بحث شیرین خرید رو این بار از خیابان کاظم کارا ادامه می دم ، بعد از خروج از هتل فوآد به تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا رفتیم  وارد خیابان کاظم کارا شده و از طرف چپ خیابان به سمت شرق حرکت کردیم ، در مسیر به مغازه های کوچک و بزرگی برخوردیم که از واژه تخفیف فارسی برای جلب مشتریان ایرانی استفاده کرده بودند به مسیر خود ادامه دادیم تا به فروشگاه arma که پیشتر تعریفش رو از دوستان شنیده بودیم و فقط لباس زنانه داشت رسیدیم با چرخی در این فروشگاه ذوق زده شدیم ، تنوع لباس زیاد بود و قیمتها مناسب . خلاصه با خرید چند تکه لباس مجلسی ، دامن ، بلوز و یک پالتو شیک زنانه خوشحال و راضی از خریدی که کرده بودیم به هتل برگشتیم

فروشگاه arma مشاهده نمای سه بعدی

آنقدر از این فروشگاه و کارکنانش راضی بودیم که تصمیم گرفتیم قبل از بازگشت به ایران مجددا سری به آنجا بزنیم لذا توصیه می کنم هنگام سفر به وان بازدید از این فروشگاه را در اولویت خود قرار دهید مطمئن باشید پشیمون نمیشین.

​بعد از اندکی استراحت ، مجددا به خیابان کاظم کارا برگشتیم و این بار از سمت راست خیابان به طرف غرب حرکت کردیم اما چون کفش مناسبی برای پیاده روی نیاورده بودم بدجور اذیت شدم و بالاجبار از اولین مغازه ای که به چشمم خورد در طرف دیگر خیابان کفش مناسبی به قیمت خوبی خریدیم و همانجا به پا کردم لذا توصیه می کنم حتما موقع سفر کفش مناسبی برای پیاده روی همراه داشته باشید این مسئله بسیار مهم و حیاتی است.

در ادامه مسیر به فروشگاه Viar رسیدیم این فروشگاه اجناسی مناسب و ارزان داشت ما نیز یک عدد شلوار کتان زنانه به قیمت ۲۰ لیر خریدیم البته شلوار جین هم به همین قیمت داشت. بلوز ، تیشرت ، تاپ ، شلوار و غیره از ۵ تا ۲۰ لیر زیاد به چشم می خورد.

بعد از Viar نوبت به فروشگاه BURUC رسید از این فروشگاه خریدی نداشتیم البته اجناس با کیفیت و شیک مردانه و زنانه زیاد بود اجناس با وجود ۵۰% تخفیف داده شده باز هم نسبت به سایر فروشگاهها گران بود بعنوان مثال همان پالتو که از arma با۱۲۰ لیر بدون تخفیف خریده بودیم، اینجا ۳۰۰ لیر بود و با تخفیف، ۱۵۰ لیر شده بود . اینجا بود که فهمیدیم تخفیفات کریسمس که ما را در این فصل سرد به اینجا کشانده بود سرابی بیش نیست اما با همه اینها نباید از حقیقت ارزانی و کیفیت بالای اجناس در وان نسبت به ایران گذشت یعنی اجناس بدون تخفیف هم به خودی خود تقریبا نصف یا حتی کمتر از نصف قیمت ایران و در عین حال با کیفیت بالا عرضه می شود

فروشگاه BURUC مشاهده نمای سه بعدی

روبروی فروشگاه BURUC یکی از شعب مرکز خرید DeFacto قرار داشت که تصمیم گرفتیم به آنجا هم سری بزنیم از این رو به سمت دیگر خیابان رفتیم و وارد آنجا شدیم ، طبق تعریفی که شنیده بودیم این مرکز در چندین طبقه احداث شده بود که هر کدام برای گروه و جنسیت خاص و با تعیین حدود قیمت ، مشخص شده بود. قبلا در یکی از سفرنامه های دوستان راجع به ارزانی و کیفیت خوب طبقه آخر این فروشگاه شنیده بودیم و اینکه جهت خرید سوغات طبقه آخر گزینه بسیار خوبی است . در اینجا لازم می دانم این موضوع را کاملا تکذیب کنم زیرا با چرخی که در این طبقه زدیم به این مسئله پی بردیم که اجناس موجود فوق العاده بنجل بوده و به نظر من مفت آن هم گران بود. اما در مورد طبقات دیگر با اینکه قیمت ها کمی بالاتر بود اما واقعا ارزش خرید داشت و ما نیز تعدادی شلوار ، شال و پلیور مردانه خریدیم.

فروشگاه DeFacto مشاهده نمای سه بعدی

در مسیر بازگشت به طرف تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا به یکی دیگر از شعب mavi بر خوردیم ولی با توجه به تجربه ای که از قیمتهایش داشتیم از جلوی آن بی اعتنا رد شدیم . در ادامه به فروشگاههای STIL و Kigili رسیدیم ، از فروشگاه استیل یک عدد کت تک اسپورت بسیار شیک به قیمت ۲۲۰ لیر و یک عدد پالتو مرغوب به قیمت ۲۵۰ لیر خریدیم و به فروشگاه بغلی که آن هم البسه مردانه شیک و برند داشت رفتیم قیمتها در فروشگاه Kigili بسیار بالا بود ولی برای هر ۲۵۰ لیر خرید ۵۰ لیر هدیه می دادند که این موضوع ما را وسوسه کرد یک شلوار مخمل کبریتی مردانه به همراه یک پیراهن به قیمت ۲۵۰ لیر خریدیم و یک عدد پیراهن به قیمت ۵۰ لیر هدیه گرفتیم و از آنجا بیرون آمدیم در ابتدا راضی بودیم اما با کمی حساب و کتاب از این خرید پشیمان شدیم

فروشگاه Kigili مشاهده نمای سه بعدی

آنقدر سرگرم خرید بودیم که وقتی به خودمون اومدیم ساعت از ۵ هم گذشته بود و جالب اینه که اصلا احساس گرسنگی نمی کردیم حالا یا به خاطر صبحانه مفصل هتل بود یا به خاطر لذت خرید ، این شد که به خاطر تعریفهایی که از شیرینی های اونجا شنیده بودیم به یک قنادی در تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا رفتیم و با خرید چند نوع شیرینی و باقلوا راهی هتل شدیم و در لابی هتل همراه با چایی نوش جان کردیم خاطر نشان می کنم قنادی که ما رفتیم در مقایسه با ایران قیمت بالاتری داشت .

بعد از کمی استراحت و گذاشتن خریدها تو اتاقمون مجددا راهی خیابان شدیم و این بار از تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا وارد خیابان جمهوریت جنوبی شدیم و از سمت راست خیابان به مسیر خود ادامه دادیم تا از فروشگاه YKM دیدن کنیم اما متوجه شدیم اونجا به این فروشگاه یکامه گفته میشه اما جدیدا مدیریتش هم عوض شده و نام فروشگاه به boyner تغییر یافته بود این فروشگاه عمدتا اجناسش لوازم آرایشی برندهای معروف با قیمت بالا بود و ما نیز از این فروشگاه خرید نکردیم.

فروشگاه boyner  مشاهده نمای سه بعدی
در حدود ۵۰ متر بالاتر به فروشگاه colins رسیدیم . فروشگاهی که اکثر اجناسش مردانه و در دو طبقه عرضه می شد و قیمت ها هم گرون بود با وجود این یک تیشرت ازش خریدیم و به فروشگاه بغلی که یکی از شعب KOTON بود رفتیم اجناس این فروشگاه هم با کیفیت و قیمت متوسط به بالا بود ما نیز چند قلم لباس زنانه ، تیشرت ، سویشرت و شلوار جین خریداری کردیم.
فروشگاه COLINS مشاهده نمای سه بعدی​​

به پیاده روی در همین مسیر ادامه دادیم تا به مرکز خرید بزرگ AYDIN PERIHAN  رسیدیم. آیدین پریهان بزرگ ، شیک و در چندین طبقه طراحی شده بود طبقه آخر این مرکز به رستوران و کافی شاپ اختصاص داده شده بود طبقات دیگر پر بود از مغازه های کیف و کفش و لوازم ورزشی ، قیمتها هم در سطح بالایی قرار داشتند. در طبقه بالای همکف به یک مغازه بزرگ کالای خواب و تزئینات خانگی برخوردیم از آنجا یک روتختی دونفره بسیار شیک به قیمت ۷۵ لیر و دوعدد بالش که وکیوم شده بود ،به قیمت ۸ لیر خریدیم که قیمتها به هیچ وجه قابل مقایسه با ایران نبود. با توجه به قیمت بالای کیف و کفش در این مرکز از خرید منصرف و خارج شدیم.

​​مرکز خرید AYDIN PERIHAN مشاهده نمای سه بعدی​​

با خروج از آیدین پریهان راه خود را مستقیم به طرف پاساژ جدیدی که به تازگی افتتاح شده بود و مهمترین برندهای ترک همچون koton,DeFacto,LC,flormar در آنجا متمرکز شده بودند ادامه دادیم بعد از حدود ۳۰۰ متر پیاده روی در سمت دیگر خیابان به ورودی این پاساژ رسیدیم این مرکز خرید فوق العاده شیک ،زیبا ، بزرگ و در طبقات مختلف احداث شده بود ، ورود به این مرکز توسط مامورین با تدابیر امنیتی که برای ما خیلی جالب بود ، کنترل می شد با ورود به این مرکز از دیدن اون همه زیبایی که پیشتر جای دیگری ندیده بودیم شگفت زده شدیم با اندکی گشت و گذار وارد شعبه لوازم آرایشی Flormar شدیم ، فروشنده که خانم جوانی بود با خوش رویی خیال مارو از نبود تخفیف در کل این فروشگاه راحت کرد با اینکه قیمت ها گرون بود ولی چند قلم لوازم آرایشی ازش خریدیم و در ادامه به شعب فروشگاههای دیگر همچون koton,LC,DeFacto سری زدیم و چند قلم لباس از آنها خریده و از آنجا خارج شدیم.

وقتی از مرکز خرید تازه افتتاح شده خارج شدیم ساعت در حدود ۹ شب بود هوا کاملا تاریک بود و مغازه ها در حال بستن بودند اما با توجه به گفته های سایر دوستان در سفرنامه هایی که خونده بودیم انتظار داشتیم فروشگاهها لااقل تا ساعت ۱۰ باز باشند اما اینطور نبود این بود که سریعا مسیر بازگشت را پیش گرفتیم تا به فروشگاه FLO که عرضه کننده کیف و کفش بود قبل از تعطیل شدن برسیم خوشبختانه این فروشگاه هنوز باز بود و توانستیم کفش مورد نیازمان را از آنجا تهیه کنیم.

فروشگاه FLO مشاهده نمای سه بعدی​​

ساعت در حدود ۱۰ شب بود که به هتل برگشتیم و وسایل رو گذاشتیم و به سرعت برای تهیه شام از هتل خارج شدیم اما هرجا رفتیم یا تعطیل بود و یا غذا تمام شده بود با کمی پرس و جو بالاخره یک فست فود بزرگ در خیابان کاظم کارای شرقی پیدا کردیم که هنوز باز بود ولی در حال تعطیلی بودن مسئول اونجا وقتی متوجه شد ما خارجی هستیم با خوش رویی منو رو آورد و شروع کرد به توضیح در مورد غذاها، بالاخره ما با پیشنهاد او یک نوع پیتزا به قیمت ۲۳ لیر انتخاب کردیم و به هتل برده و در اتاق خومان میل کردیم ،جاتون خالی خیلی خوشمزه بود با پیتزاهای ایران خیلی فرق داشت نازک ، خوشمزه و همراه با مخلفات

کمی بعداز صرف شام، نوشیدن ی چای داغ تو لابی هتل خیلی می چسبید این شد که با این نیت رفتیم پایین و همراه با صرف چای در لابی ، گوشه ای از یک فیلم ترکی رو به همراه سایر میهمانان تماشا کردیم ، بعد از اون هم با سایر هموطنایی که اونجا تو سالن بودند گفتگو کرده و از تجربه هامون برای هم تعریف کردیم دیگه کم کم خستگی بر ما غلبه کرد این شد که برای استراحت به اتاق خود رفته و به امید یک روز قشنگ دیگه در وان ، خوابیدیم.

صبح روز سوم اقامت در وان را پس از صرف صبحانه معروف هتل، به خرید سوغاتی اختصاص دادیم و نیز قرار گذاشتیم جاهایی رو که پیشتر خیلی کوتاه و ناقص دیده بودیم مجددا بازدید کنیم همچنین سری به چند مغازه کوچک دور و اطراف هتل که هنوز ندیده بودیم بزنیم لذا با توجه به اینکه فروشگاه arma صبح زود باز می کرد ابتدا به آنجا رفتیم و بیشتر خریدهامون رو از اونجا انجام دادیم از RodiPark و VanPark هم خریدهایی برای سوغاتی داشتیم در ادامه چند قلم دارو که در ایران به سختی گیر می اومد رو تصمیم گرفتیم از داروخانه ها بپرسیم که در اولین داروخانه موجود بود و با قیمتی بسیار پایین تر از ایران خریداری کردیم.

در تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا چند آژانس مسافرتی وجود داشت که جهت مراجعت به مرز رازی لازم دانستیم برنامه حرکتی ون ها را به سمت مرز رازی بپرسیم با مراجعه به یکی از این دفاتر فهمیدیم همه روزه صبح ها از جلوی همین دفاتر ون های ترک مسافرین را به مقصد پایانه مرزی رازی سوار می کنند لذا خیالمان از بابت برگشت راحت شد و به هتل برگشتیم.

با وجود اینکه زیاد احساس گرسنگی نمی کردیدم تصمیم گرفتیم باردیگه یکی از غذاهای معروف ترکیه رو امتحان کنیم این بود که به یکی از رستورانهای سر راهمون رفتیم و سفارش کباب ترکی آدانا دادیم خیلی هم خوشمزه بود و به ازای هر پرس ۱۴ لیر پرداختیم.

با تعریف هایی که از فروشگاه میگروس شنیده بودیم با اینکه کمی دور بود تصمیم گرفتیم اونجا رو هم ببینیم این شد که بعد از بازگشت به هتل و اندکی استراحت به سمت این فروشگاه که تقریبا در انتهای خیابان کاظم کارای غربی قرار داشت حرکت کردیم

در طی مسیر خود به سمت فروشگاه میگروس ، فروشگاه Liman که روبروی فروشگاه DeFacto بود رو دیدیم و با اینکه شنیده بودیم ی برند چینی هست اما با بررسی اجناسش قیمتها و کیفیتش رو متوسط به بالا دیدیم و برای خرید چیزی انتخاب نکردیم و به راه خود ادامه دادیم

​فروشگاه Liman مشاهده نمای سه بعدی

خلاصه بعد از یک پیاده روی حدود بیست دقیقه ای با دیدن تابلوی سردر میگروس خوشحال وارد فروشگاه شدیم ، اجناس خوب و متنوعی به چشم می خورد اما به خرید مقداری خوراکی ، شکلات ، مسواک و خمیردندان بسنده کردیم و به سمت هتل برگشتیم.
در راه بازگشت به یک فروشگاه بزرگ لوازم خانگی برخوردیم و تصمیم گرفتیم قیمتها را ارزیابی کنیم، ظروف تفلون نسبت به ایران فوق العاده ارزانتر بود لوازم برقی هم تا حدی پایین تر از ایران بود ولی با تمام این اوصاف ترجیح دادیم خرید لوازم خانگی را به سفر های آتی موکول کنیم.

هوا تاریک و سرد شده بود و با توجه به اینکه قصد داشتیم فردا اول وقت به ایران بازگردیم لازم بود سریعتر به هتل برگشته و خریدها را در چمدانها جای دهیم لذا به سرعت به هتل برگشتیم ، با توجه به اینکه مقدار لیری که به همراه آورده بودیم تمام شده و از طرفی می بایست با هتل تسویه حساب می کردیم تصمیم گرفتیم هزینه هتل را به دلار بپردازیم ولی با پرسش از مسئول هتل متوجه شدیم دلار قبول نمی کنند با خود گفتیم سریعا به صرافی برویم ولی ساعت از هفت گذشته بود و قطعا صرافی ها بسته بودند از این رو  فکر کردیم این کار را به صبح زود موکول و قبل از حرکت ارز خود را تبدیل کنیم اما مسئول هتل گفت فردا یکشنبه هست و صرافی ها تعطیل هستند بهتر است جهت تبدیل ارز به فروشگاههایی همچون koton و DeFacto که دلار قبول می کنند مراجعه و نسبت به تهیه لیر اقدام نمایید ما نیز سریعا به فروشگاه koton که در آن نزدیکی بود رفتیم و خوشبختانه توانستیم در آنجا دلار خود را به لیر تبدیل کنیم.

در راه بازگشت، به همان فست فودی که شب قبل رفته بودیم مراجعه کردیم و از همان پیتزای دیشبی که خیلی خوشمزه بود مجددا سفارش دادیم و به هتل برده و در اتاقمان میل کردیم بعد از شام نیز طبق عادت جهت خوردن چای به لابی رفتیم و این بار سریعتر به اتاق بازگشتیم تا وسایل رو جمع و جور و مرتب کنیم که اینکار خود زمان زیادی برد خلاصه خسته بودیم و زود خوابیدیم.

هشت صبح روز بازگشت از خواب بیدار شده و جهت صرف صبحانه به رستوران هتل رفتیم و بعد از خوردن صبحانه ای مفصل جهت قدم زدن از هتل خارج شدیم و به خیابان رفتیم آنجا بود که دیدیم مرکز خرید RodiPark با وجود اینکه روز یکشنبه روز تعطیلی در ترکیه هست صبح زود باز بود به همین جهت دوباره وارد آنجا شدیم قصد داشتیم چند قلم دیگر خرید کنیم اما چون چمدانها رو بسته بودیم و جای خالی نداشتیم منصرف شدیم و به هتل برگشتیم و با تحویل کلید اتاق و تسویه حساب ، هتل رو به سمت دفتر آژانس مسافرتی ترک کردیم از شانس ما همون موقع راننده برای حرکت آماده شده بود و از ما خواست تا سوار شویم ماهم خوشحال از اینکه به موقع رسیدیم، وسایل رو داخل صندوق گذاشتیم و سوار شدیم اما هرچه منتظر شدیم از راننده خبری نشد .

این انتظار ده دقیقه ای به طول انجامید تا اینکه یکی از مسافرین پیاده شد و اعتراض کرد همون موقع راننده اومد و با وجود اینکه تنها ۵ نفر مسافر داشت به سمت خارج شهر حرکت کرد چند دقیقه ای از حرکتش نگذشته بود که تلفنش زنگ خورد و بعد از یک مکالمه کوتاه در اولین دوربرگردان تغییر مسیر داد و برگشت.ظاهرا جلوی دفتر آژانس مسافرتی چند نفر جا مانده بودند، بالاخره بعد از سوار کردن اونها به سمت پایانه مرزی رازی حرکت کردیم طی مسیر بازگشت برخی از مسافرین بخاطر خرید بیش از اندازه استرس عبور از گمرک را داشتند مانیز از این قاعده مستثنی نبودیم و تنها راه چاره دلداری دادن به یکدیگر بود فردی می گفت فوقش جریمه می گیرند ما می گفتیم به بار اولی ها گیر نمی دهند یکی هم گفت اگر بگویید وسایل شخصیست کاری به کارتون ندارند خلاصه کلی حرف حاضر کردیم تا به مامور گمرک بگوییم بالاخره مسیر یک ساعته به پایان رسید و به پایانه مرزی رازی رسیدیم و پس از پیاده شدن از ون به سمت محل کنترل پاسپورت رفتیم و متوجه عدم حضور مامور ترک شدیم. ظاهرا زمان ناهار بود و می بایست نیم ساعتی رو منتظر می ماندیم ولی انتظار ما زیاد طول نکشید و با برگشتن مامور ترک پاسپورتهامون کنترل و به خاک ایران وارد شدیم حالا هرچی به سمت اتاقک گمرک نزدیکتر می شدیم استرسمون بیشتر می شد تا اینکه نوبت ما رسید و مامور گمرک با خوشرویی گفت: بیارید ببینم چیا خریدید؟ ما هم که از قبل تمرین کرده بودیم دو تا چمدون بزرگ و ی ساک مسافرتی رو گذاشتیم رو میز و سریع گفتیم: همه وسایل شخصی هست اونم تبسم معناداری کرد و به یک کنترل سطحی بسنده کرد.

پس از خروج از گمرک با پرداخت پنج هزار تومن یکی از باربرا چمدانها را با گاری تا محل پارک خودرو برد و داخل ماشین گذاشتیم و بعداز تسویه با پارکینگ به سمت خوی حرکت کردیم هوا آفتابی و جاده نیز حاکی از نبود بارندگی در این چند روز اخیر بود به مسیر ادامه دادیم و پس از عبور از خوی سه ساعت دیگر در راه بودیم و با تاریک شدن هوا کم کم به تبریز رسیدیم.

با آرزوی سفری خوش برای شما خواننده عزیز

درباره رضا ضربی

هر چهره ای با لبخند زیباست... خاموش بودن،نصف حکمت است... تعقیب نکردن دیگران، نصف آرامش و مداخله نکردن در کار دیگران، نصف ادب ..... همیشه آنکه قویتر بود ، کمتر زور میگفت...... و آنکه راحت تر می گفت اشتباه کردم، اعتماد به نفسش بالاتر بود...... آنکه "صدایش" آرامتر بود، حرف هایش بانفوذتر بود ...... آنکه خودش را واقعا " دوست داشت، دیگران را واقعی تر دوست داشت ..... آنکه به " تفاوت بین انسانها " واقف بود، بیشتر نقاط مشترک میان خود و دیگران را پیدا میکرد... پيروز و پاينده باشيد ??❤️ ............. کانال تلگرامی TrTravel (راهنمای آنلاین شما در سفر ترکیه)

۲۴ دیدگاه

  1. ساغول

    امین از خلخال

  2. باسلام

    جناب خسروی،بسیارزیبا وقابل استفاده نوشتید،علی الخصوص نماهای سه بعدی هرچند که مغایر با فصل سفراست ولی خیلی مفید به فایده بود،

    یاشاسین خسروی جنابلاری

  3. سلام  خیلی عالی بود. ولی خودمونیم چقدر چایی خوردید؟!

  4. جناب ضربی ، من یک دختر و پسر ۸ و ۳ ساله دارم.اگر بخواهم با خانوم و بچه هایم به وان برم حتما باید اطاق ۴نفره بگیرم؟ اطاق ۲ نفره میتونم بگیرم؟

     

  5. سلام دوست عزیز. شما که بر خلاف دیگر دوستان از قیمتها زیاد راضی نبودید و این امر من را که برای اولین بار قصد سفر به وان را داشتم کمی نا امید کرد.

    یک سؤال از جناب ضربی.نرخ بلیط هواپیما از وان به استانبول چنده؟

  6. سلام 

    وااای دوست عزیز کاش اسم مرکزخرید جدید رو ذکر میکردید خیلی وقت بود دنبال اسمش بودم

  7. سلام، با تشکر از شما بابت این سفرنامه جداب و کامل. یه سوالی داشتم آیا تو وان مغازه ای دیدین که اسباب بازی بفروشه ؟؟ اگه جواب مثبت بود لطف می کنین راهنمایی کنین. متشکر

    • بابک خسروی

      سلام

      اگه اشتباه نکرده باشم در خیابان کاظم کارای غربی ی مغازه بود که اسباب بازی و عروسک عرضه می کرد تو بعضی از فروشگاههای بزرگ هم ی قسمت کوچک به اسباب بازی اختصاص داده شده بود اما در کل فروشگاه بزرگی که فقط اسباب بازی عرضه کنه به چشممون نخورد

  8. سلام

    اگر رزرو بتوانید بکنید خیالتان راحت تر است

  9. سلام و متشکر از انتشار تجاربتان

    در سفرنامه صحبت از سفر در زمستان بود ولی تصاویر به نظر تابستان را نشان میداد ای کاش تصاویر سفرنامه هم توسط خودتان تهیه میشود قابل استفاده تر بود

    با آرزوی سلامتی

  10. mehran az tabriz

     

    ba salam va ba tashakor az saite khobeton.safarname aghay khosravi  khondam kheili kamel bod be khosos aks ha ke har kasi ro moshtagh tar mikone baray raftan be torkiye..bazam mamnoon

  11. سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بزرگواران.درابتداباید قیدکنم که سفرنامه بسیار عالی بود واقعا بی نقص بود.عکسها ،نکته هایی که متذکر شدین و همه چیز خیلی به جا به کار رفته است.ان شاالله که همیشه درسفر باشین.سفر غذای روحه و مابزودی سفرنامه های بعدیتون رو مطالعهخواهیم کرد.

    سپاس فراوان برای وقت و زحمتی که در تهیه این سفرنامه عالی به کار بردین

  12. با سلام و خسته نباشید

    سفرنامه جالب و خواندنی بود و برای کسب اطلاعات خیلی کمک میکنه با تشکر از آقای خسروی و مدیریت سایت

    فقط یه سوال ، آقای خسروی هزینه پارکینگ این چند روز چقدر شد ؟ ممنون میشم جواب بدین

    با سپاس

  13. سعید ساوالان

    سفرنامه جالبی بود. ما امسال دوم نوروز از مرز رازی عازم وان شدیم، توصیه های جناب رضا ضربی( که نام ایشون مرا همواره یاد رضا ضراب می اندازه) رو جدی گرفتیم و بسیاری از موارد را اجرا کردیم. تقریباً علیرغم شلوغی عید سمت ایران جز تحمل صف طویل مشکلی نبود. یه موضوعی هم که اسباب زحمت شد، پر بودن پارکینگ بود که موجب شد به مسافت 8 کیلومتر عقب گرد کنیم و ماشینها را در قطور و کنار پمپ بنزین صحرایی! پارک کنیم و با تاکسی برگردیم، اما آنچه که تلخ گذشت شلوغی و بی نظمی در سمت ترکیه بود و چون صفی وجود نداشت به شیوه ی بلانسبت اقدام کرده بودیم جمیعاً و مایه شرمساری ایرانیان بود که برخورد ماموران ترک را نیز به همراه داشت. بالاخره گذشتیم و بخیر سپری شد و پس از یک رو عازم استانبول شدیم و 9 روز اقامت در استانبول نیز برایمان مطلوب و مطبوع بود و روز آخر به ماجرایی برخوردیم و هم طنز بود و هم تجربه! از آنجا که بلیط هواپیما را یکی از دوستان در وان برایمان از قبل خریده بود، شماره تلفن یکی از همراهان ما را داده بود. ما هم پس از جمع کردن بار و بنه به هوای اینکه زودتر از موعد معمول در پای پرواز حضور یابیم دو فروند! تاکسی اختیار کردیم و به سوی فرودگاه آتا تورک حرکت کردیم. تا رسیدیم کارت پرواز بگیریم گفتند: اوچاکینیز گئیتمیشدیر! هواپیمای شما رفته است و تصور کنید دو خانواده با 8 نفر جمعیت در چنین موقعیتی چه کاری از دستشان ساخته است؟ خلاصه ما که بلیطها را داشتیم به دفتر ترکیش ایرلاین مراجعه کردیم و گفتند بله تغییر ساعت در پروازتان بوده و اس ام اس شده است. و ما هم اس ام اس را دریافت ننمودیم و …! به هر روی با مساعدت خانم کارمند قدری بر استرس خود فائق شدیم تا دقایقی که سخت می گذشتند و نهایتاً خانم فرشته نجات گفتند: سیزه اوجرتسیز بلیط یاپاجاغیز! بدون هزینه برایتان بلیط خواهیم گرفت! مقصد کجاست؟ وان! پرواز هست امروز؟ خیز. شهرهای نزدیک هم چک شد و جا نداد که نداد. بالاخره برای فردای آن روز از فرودگاه سبیحا با پرواز آنادولوجت 8 صبح برای وان اوکی شد و تا بلیط صادر شد عروسی برپا شد و کلی منتدار ترکیش ایرلاین شدیم که برای 8 نفر ما که از پرواز جا مانده بودیم بلیط بدون هیچ گونه هزینه ای تهیه کرد و ما هم برگشتیم به یک هتل دیگر (ilkay در محله sirkeci) که باز تجربه خوبی بود و فردا صبح با پرواز از سبیحا حدود ساعت 10 به وان رسیدیم و بلافاصله به مرز رازی عازم شدیم و النهایه براحتی از مرز عبور کردیم و به سمت قطور حرکت نمودیم. و پس از 10 روز ماشینهایمان را سالم یافتیم و سوار بر مرکب خویش تاختیم به سوی مقصد(آستارا-تهران) تا از مشربه و ملعبه یوم سیزده بدر عقب نمانیم. یه چیز جالب هم این بود که پس از چند روز تکنولوژی به دردمان خورد و ریموتلی ماشینهایمان را مشاهده کردیم! دوستی هنگام مراجعه به رازی در مسیر در قطور متوقف شده بود جهت بنزین افزایی که یکدفعه ماشینهای ما را از پلاکشان شناخته بود و عکس برف آلودشان را برایمان وایبر کرده بود و ما نیز از رویت فیزیک مرکبمان بسی در استانبول مشعوف گشته و به گشت و گذارمان پرداختیم. با عرض پوز که در کامنت سفرنامه نوشتم

    فقط یک سوال از رضا خان دارم: آیا الان با این اوضاع امنیت در سفر به وان تامین هست؟

    • سلام

      در حال حاضر بله

    • با سلام

      آقا سعید حسابی نگرانم کردید یعنی ممکن این مشکل برای ما هم پیش بیاد ما هم 3 تا ماشین داریم و بدتر اینکه یه بچه ی 1 ساله هم همراهمون هست.

      دوستان که به تازگی سفر رفتید وضعیت پارکینگ ها بهتر نشده ؟؟؟؟

  14. با سلام و خسته نباشید خیلی از خوندن این سفرنامه لذت بردیم ومطالبش برای ما که اگه خدا بخواد فروردین ماه قصد داریم ب وان سفرکنیم خیلی مفید و کامل بود .

  15. ممنون از اینکه خاطره سفرتون را با ما تقسیم کردید. خیلی عالی بود.

  16. سلام و خسته نباشيد

     

    ممنون از دقت نظر و حوصله ای که صرف این متن مفید کردید.  واقعا توی این دنیا چند تا چیز برای آدم ماندگار ست که یکیش مسافرت با خانواده و عزيزان هست.البته سفر زمینی با ماشین شخصی هم لطف و صفای دیگه ای داره.  بویژه مسیر بازرگان به دوغوبایازیت به ایغدیر-کارس-آرداهان-شاوشات-آرتوین-هوپا-ریزه _ترابزون. بسیار دیدنی است. البته مسیر از شاوشات تا آرتوین کمی خطرناک و پیچ در پیچ هست ولی گوشه ای از بهشت میشه گفت.

     

     

     

  17. بهتون خسته نباشید و خداقوت میگم.واقعا سفرنامه کاملی بود و چیزی از قلم باز نمونده بود.راستش یه سوال ذهنمو درگیر کرده.من میخوام با ماشین خودم برم.اوضاع پارکینگ در فروشگاهها و هتل به نظرتون چطور بود؟

    • بابک خسروی

      با تشکر از حسن نظر شما باید خدمتتون عرض کنم اگر چنانچه شما هم مثل ما هدف اصلی تون از سفر به وان خرید هست با توجه به اینکه تقریبا اکثر فروشگاهها و مراکز خرید شهر وان در شعاع حداکثر پانصد متری از تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا قرارگرفته اند نیازی به خودروی شخصی نخواهید داشت از طرفی تا جاییکه من متوجه شدم اکثر فروشگاهها پارکینگ عمومی و سرویس بهداشتی نداشتند ولی اکثر هتل ها از جمله هتل فوآد که در تقاطع خیابان جمهوریت و کاظم کارا قرار داشت و ما نیز در آنجا اقامت داشتیم دارای پارکینگ بودند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

theme
رفتن به بالا
طراحی وراه اندازی: علی رسولی 09192221634